ترجمه "mulching" به فارسی

خاکپوشانی, ريشهپوشاني, لاشبرگ پوشی بهترین ترجمه های "mulching" به فارسی هستند.

mulching adjective noun verb دستور زبان

(agriculture) Used for applying a mulch. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاکپوشانی

  • ريشهپوشاني

  • لاشبرگ پوشی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mulching " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mulching" با ترجمه به فارسی

  • خاكپوشهاي خاكي · خاكپوشهاي شني · خاكپوشهاي پلاستيكي · خاکپوشهای خشک
  • مالچ لاستیکی
  • خاكپوشهاي سبز · خاکپوشهای زنده
  • خاكپوشهاي خاكي · خاكپوشهاي شني · خاكپوشهاي پلاستيكي · خاکپوشهای خشک
  • (باغداری و گلکاری) لاشبرگ (برگ و خاشاک و غیره که دور ساقه ی گیاه انباشته می کنند تا سرما نخورد یا رطوبت از دست ندهد) · با لاشبرگ پوشاندن · لاشبرگ افزودن · مالچ
  • خاكپوشهاي خاكي · خاكپوشهاي شني · خاكپوشهاي پلاستيكي · خاکپوشهای خشک
  • خاکپوشهای کاهی
  • خاكپوشهاي سبز · خاکپوشهای زنده
اضافه کردن

ترجمه های "mulching" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه