ترجمه "mule" به فارسی
قاطر, استر, اکدش بهترین ترجمه های "mule" به فارسی هستند.
A generally sterile hybrid offspring of a male donkey and a female horse. [..]
-
قاطر
nounoffspring of a male donkey (jack) and a female horse (mare) [..]
All right, imagine these two guys had Patrick working as a mule.
فرض کن اين دو نفر و پاتريکُ مثلِ يه قاطر به كار بگيرن.
-
استر
noun properMrs. Gould had out her own carriage, with two white mules
خانم گولد دستور داد که کالسکه خودش را که دو استر سفید آن را میکشیدند حاضر کنند
-
اکدش
-
ترجمه های کمتر
- یکدش
- دمپایی
- دورگه
- (خودمانی) قاچاقچی مواد مخدر
- (عامیانه) آدم لجوج
- آدم یکدنده
- تراکتور کوچک (برای کشیدن قایق ها در آبراه های باریک یا کشیدن واگن معدن)
- دستگاه نخ ریسی (که از پنبه نخ می سازد و دور دوک می پیچد)
- قاطر (به ویژه اگر پدر الاغ و مادر مادیان باشد)
- هر جانور یا گیاه دورگه (به ویژه اگر عقیم باشد)
- کفش راحت خانگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mule " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mule (Foundation)
"Mule" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mule در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
"MULE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای MULE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "mule"
عباراتی شبیه به "mule" با ترجمه به فارسی
-
قاطرها
-
فرموک ساز · ماشین نخ ریسی و نخ پیچی (به دور دوک یا ماسوره)
-
قاطرچی · چاروادار
-
قاطرپول
-
استرآهو · استرآهو (Odocoileus hemionus که بومی غرب ایالات متحده است) · اودوکویلئوس همیونوس