ترجمه "mum" به فارسی
مامان, مادر, مام بهترین ترجمه های "mum" به فارسی هستند.
(UK, Canada, Australian, informal) Mother. [..]
-
مامان
noun femininemother (informal, familiar)
just hold on, mum, youre gonna be fine
فقط طاقت بيار مامان. تو حالت خوب ميشه
-
مادر
nounmother (informal, familiar)
Mina's mum said you could stay at theirs again tonight.
مادر مينا گفت ميتوني يک شب ديگه پيششون بموني.
-
مام
mother (informal, familiar)
Shall we go down and help your mum with dinner?
چه طوره بریم پایین و برای اما ده کردن شام به مام آنت کمک کنیم.
-
ترجمه های کمتر
- ننه
- خاموش
- ساکت
- مادَر
- مومیا
- پستان
- (انگلیس - عامیانه) مادر
- (عامیانه) رجوع شود به chrysanthemum
- (ندا) ساکت باش !
- (نوعی آبجو قوی) مام
- بی حرف
- جامه ی نمایش برتن کردن
- جیک نزن !
- خفه !
- دده سیاه
- نمایش پاناتومیم - (در جشن ها و به ویژه نمایش های کریسمس) نقاب زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
One's mother [..]
"Mum" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mum در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "mum"
عباراتی شبیه به "mum" با ترجمه به فارسی
-
نقاب پوشی و لال بازی