ترجمه "mumming" به فارسی
نقاب پوشی و لال بازی ترجمه "mumming" به فارسی است.
mumming
noun
verb
دستور زبان
Present participle of mum. [..]
-
نقاب پوشی و لال بازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mumming " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mumming" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس - عامیانه) مادر · (عامیانه) رجوع شود به chrysanthemum · (ندا) ساکت باش ! · (نوعی آبجو قوی) مام · بی حرف · جامه ی نمایش برتن کردن · جیک نزن ! · خاموش · خفه ! · دده سیاه · ساکت · مادر · مادَر · مام · مامان · مومیا · نمایش پاناتومیم - (در جشن ها و به ویژه نمایش های کریسمس) نقاب زدن · ننه · پستان
-
(انگلیس - عامیانه) مادر · (عامیانه) رجوع شود به chrysanthemum · (ندا) ساکت باش ! · (نوعی آبجو قوی) مام · بی حرف · جامه ی نمایش برتن کردن · جیک نزن ! · خاموش · خفه ! · دده سیاه · ساکت · مادر · مادَر · مام · مامان · مومیا · نمایش پاناتومیم - (در جشن ها و به ویژه نمایش های کریسمس) نقاب زدن · ننه · پستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن