ترجمه "mumble" به فارسی
دندیدن, لند, (نادر - با لثه های بی دندان) جویدن (مانند پیران) بهترین ترجمه های "mumble" به فارسی هستند.
mumble
verb
noun
دستور زبان
(transitive or intransitive) To speak unintelligibly or inaudibly; to fail to articulate. [..]
-
دندیدن
-
لند
-
(نادر - با لثه های بی دندان) جویدن (مانند پیران)
-
ترجمه های کمتر
- با دهان تقریبا بسته گفتن
- زیر لبی گفتن
- زیرلب سخن گفتن
- سخن یا صدای زیرلبی
- من من
- من من کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mumble " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mumble" با ترجمه به فارسی
-
من من
اضافه کردن مثال
اضافه کردن