ترجمه "muscovy" به فارسی

(سابقا) درک نشین مسکووی (که در قرن 61 گسترش یافت و کشور روسیه شد), نام سابق روسیه بهترین ترجمه های "muscovy" به فارسی هستند.

muscovy noun دستور زبان

Muscovy duck

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (سابقا) درک نشین مسکووی (که در قرن 61 گسترش یافت و کشور روسیه شد)

  • نام سابق روسیه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " muscovy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Muscovy proper noun

The Russian territory around and ruled from Moscow by grand princes until it became the nucleus of a united Russia, which its dynasty ruled first as czars (kings) from Moscow, later as emperors from Saint Petersburg [..]

+ اضافه کردن

"Muscovy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Muscovy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "muscovy"

عباراتی شبیه به "muscovy" با ترجمه به فارسی

  • اردکهای مرمری · كايرينا موسكاتا
  • (جانورشناسی) اردک مسکووی (Cairina moschata)
اضافه کردن

ترجمه های "muscovy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه