ترجمه "mutter" به فارسی
غرولند, غرغر, لند بهترین ترجمه های "mutter" به فارسی هستند.
mutter
verb
noun
دستور زبان
A repressed or obscure utterance; an instance of muttering. [..]
-
غرولند
He took to thieving, and going about muttering to himself, and gurgling in his throat.
به دزدی عادت کرد و همیشه پیش خود غرولند میکرد و از گلویش صدای غل غل شنیده میشد.
-
غرغر
nounI groan, roll my eyes and mutter under my breath, Bring on the corpses!
غرغر میکنم، نگاهم را بر میگردانم و زیر لب میگویم گندش در آمد!
-
لند
-
ترجمه های کمتر
- نق
- شکوه
- ژکیدن
- رندش
- رندیدن
- لندیدن
- شکایت
- (مانند تندر دور دست) غریدن
- (مثلا هنگام حرف زدن با خود) زیرلب گفتن
- حرف نامفهوم
- سخن زیرلبی
- سروصدا کردن
- غرولند کردن
- لند لند کردن
- من من
- نق زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mutter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mutter" با ترجمه به فارسی
-
آنه سوفی موتر
-
غرغر · من من
-
غرغر · من من
اضافه کردن مثال
اضافه کردن