ترجمه "muzzy" به فارسی

سردرگم, مبهم, گیج بهترین ترجمه های "muzzy" به فارسی هستند.

muzzy adjective noun دستور زبان

(slang, offensive) A Muslim. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سردرگم

  • مبهم

    adjective
  • گیج

  • ترجمه های کمتر

    • (عامیانه)
    • کم هویدا
    • گرفته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " muzzy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "muzzy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه