ترجمه "nag" به فارسی
نق زدن, یابو, نقنقو بهترین ترجمه های "nag" به فارسی هستند.
nag
verb
noun
دستور زبان
A small horse; a pony. [..]
-
نق زدن
verbcomplain about insignificant matters
i know how to nag the ladies so i'll bring many stories
من طریقه نق زدن بانوان را میدانم پس من داستانهای زیادی می آورم
-
یابو
old useless horse
And are you in need for a lawyer or a nag?
حالا شما به یه وکیل نیاز دارید یا یه یابو ؟
-
نقنقو
one who nags
-
ترجمه های کمتر
- پونی
- نق نقو
- اسب
- غرغر
- فیومه
- کلته
- عیبجو
- فاحشه
- (به ویژه زن) غرغرو
- (خودمانی - اسبدوانی) اسب بد
- (قدیمی) اسب کوچک سواری
- (کاشی) فیومه گرفتن
- آزار دادن
- اسب پست
- اسب پیر و وامانده
- جگر خوار
- رنجه داشتن
- عیبجویی بی مورد
- غر زدن
- لاشه اسب
- نق نق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nag " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nag" با ترجمه به فارسی
-
خرده گیری · سرزنش · عیبجویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن