ترجمه "nailing" به فارسی
خیلی عالی, میخ زنی بهترین ترجمه های "nailing" به فارسی هستند.
nailing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of nail. [..]
-
خیلی عالی
-
میخ زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nailing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nailing" با ترجمه به فارسی
-
ناخنگیر
-
(جانور به ویژه پرنده و درنده) پنجول · (دروغ و غیره را) افشا گری کردن · (رجوع شود به ckae) · (عامیانه) دستگیر کردن · (عامیانه) زدن · (نگاه یا اندیشه یا توجه) بر چیزی متمرکز کردن · (پیشترها) سنجه ی پارچه برابر با دو و یک چهارم اینچ · با میخ استوار کردن (بر) · دستگیر کردن · زدن · ميخ · میخ · میخ زدن (به) · میخکوب کردن · ناخن · نخان · چنگ · چنگال · کشف و افشا کردن · گرفتن · گرفتن 0
-
(نجاری) میخ بی سر (میخی که سرش قلمبگی ندارد و برای دو کار مصرف می شود)
-
لاک ناخن
-
کلابینگ ناخن
-
ناین اینچ نیلز
-
ناخن
-
ناخن خوردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن