ترجمه "naked" به فارسی
لخت, برهنه, عریان بهترین ترجمه های "naked" به فارسی هستند.
naked
adjective
verb
دستور زبان
Not wearing any clothes. [..]
-
لخت
adjective nounnot wearing any clothes
-
برهنه
adjectivenot wearing any clothes
-
عریان
adjectiveFor years we lived anyhow with one another in the naked desert, under the indifferent heaven.
ما مدت چند سال، در بیابانی عریان، در زیر آسمان بیتفاوت زندگی میکردیم.
-
ترجمه های کمتر
- عور
- پتی
- عاری
- آشکار
- لاج
- لچ
- نامعتبر
- برهوت
- لوت
- (جانور شناسی - بی مو یا لاک یا فلس یا پر و غیره) بی پوشش
- (حقوق) فاقد ارزش قانونی
- (دیوار و غیره) خالی (از تزیینات)
- (زمین) بی گیاه
- (سلاح) از نیام کشیده
- (شمشیر) آخته
- (چشم) غیر مسلح
- (گیاه شناسی - بدون برگ یا جام گل یا تخمدان و غیره) برهنه
- از غلاف کشیده
- بدون کمک میکروسکوپ یا تلسکوپ
- بلا -
- بلا دفاع
- بی -
- بی اسلحه
- بی اعتبار
- بی شائبه
- رک و راست
- صاف و پوست کنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " naked " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Naked
Naked (film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Naked" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Naked در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "naked"
عباراتی شبیه به "naked" با ترجمه به فارسی
-
تکینگی برهنه
-
چشم غیرمسلح
-
لخت مادرزاد
-
لخت مادرزاد · لخت و پتی · کاملا برهنه
-
كاشت ریشهلخت · نهالکاری ریشهلخت · کاشت ریشهعریان
-
موش صحرایی برهنه
-
آرمادیلوی دمبرهنه جنوبی
-
بی سلاح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن