ترجمه "nameless" به فارسی

گمنام, بی نام, ناشناس بهترین ترجمه های "nameless" به فارسی هستند.

nameless adjective دستور زبان

not having a name; unnamed [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گمنام

    adjective

    while she slept stilland nameless in her watery grave.

    و در همان حال، ربرتای نگون بخت، آرام و گمنام، در گور سرد خود خفته بود.

  • بی نام

    adjective

    Eastward he looked into wide uncharted lands, nameless plains, and forests unexplored.

    در شرق به سرزمینهای نامکشوف گسترده، دشتهای بی نام و جنگلهای ناشناخته نگریست.

  • ناشناس

    by agreement between the prosecution and the defense is to be nameless here

    بنابر توافقی که میان من و وکلای مدافع صورت گرفته است، در این دادگاه ناشناس خواهد ماند

  • ترجمه های کمتر

    • ناشناخته
    • نگفتنی
    • (قدیمی) حرام زاده
    • بدون نام قانونی
    • بی اسم
    • بی نام و نشان
    • بیان نکردنی
    • غیرقابل توصیف
    • غیرقابل ذکر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nameless " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "nameless" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nameless" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه