ترجمه "narwhale" به فارسی

ناروال, نهنگ دریایی قطب شمال بهترین ترجمه های "narwhale" به فارسی هستند.

narwhale noun دستور زبان

Alternative spelling of narwhal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناروال

    A medium-sized toothed whale that lives year-round in the Arctic whose males have a long, straight, helical tusk extending from their upper left jaw.

    In the 'tween decks of the Narwhal, Buck and Curly joined two other dogs.

    در صحنه بین دو عرشه کشتی ناروال، باک و کرلی به دو سگ دیگر پیوستند.

  • نهنگ دریایی قطب شمال

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " narwhale " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "narwhale"

عباراتی شبیه به "narwhale" با ترجمه به فارسی

  • (جانورشناسی) نار وال (نهنگ دریای شمال Monodon monoceros از تیره ی Monodontidae که نر آن عاج بلندی بنام ختو دارد)(narwal و narwhale هم می نویسند) · nārwāl · شبه نهنگ تک شاخ · ناروال
  • ناروال
اضافه کردن

ترجمه های "narwhale" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه