ترجمه "naturalize" به فارسی
(از خارج) گرفتن و از آن خود کردن, (بیگانه را) به شهروندی پذیرفتن, (در علوم طبیعی) پژوهش کردن بهترین ترجمه های "naturalize" به فارسی هستند.
naturalize
verb
دستور زبان
To grant citizenship to someone born abroad [..]
-
(از خارج) گرفتن و از آن خود کردن
-
(بیگانه را) به شهروندی پذیرفتن
-
(در علوم طبیعی) پژوهش کردن
-
ترجمه های کمتر
- (رویدادها را) از راه علوم توجیه کردن (و تاثیرات ماورای طبیعی را رد کردن)
- (سنت یا واژه و غیره) اخذ کردن
- (گیاه یا جانور) با محیط جدید خوگرفتن
- از قید تصنع آزاد کردن
- بومی کردن یا شدن
- تبعه کردن یا شدن
- رام کردن
- شهروند کردن
- طبیعی کردن
- غیرمصنوعی کردن
- نوپرگیری کردن
- نیادی کردن یا شدن
- وام گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " naturalize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "naturalize" با ترجمه به فارسی
-
قرار گرفتن در رتبههای عادی موتور جستجو. موتورهای جستجو سایتهای دیگری را در کنار نتایج عادی خود نشان می-دهند که برای آن هزینه دریافت میکنند. رتبههای عادی موتور جستجو را نمیتوان خرید!
-
سیانجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن