ترجمه "nb" به فارسی

(شیمی) مخفف : نیوبیم (niobium), (مخفف لاتین : nota bene) خوب دقت کنید, توجه ! بهترین ترجمه های "nb" به فارسی هستند.

nb abbreviation

no ball

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (شیمی) مخفف : نیوبیم (niobium)

  • (مخفف لاتین : nota bene) خوب دقت کنید

  • توجه !

  • مخفف : نیوبرونزویک

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nb " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

nB noun دستور زبان

Abbreviation of [i]nanobel[/i].

+ اضافه کردن

"nB" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای nB در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

Nb noun

a soft grey ductile metallic element used in alloys; occurs in niobite; formerly called columbium

+ اضافه کردن

"Nb" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Nb در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

NB adjective interjection noun proper adverb

Abbreviation of [i]northbound[/i]. [..]

+ اضافه کردن

"NB" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای NB در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "nb" با ترجمه به فارسی

  • NBS
    (امریکا) مخفف : اداره ی ملی وزن ها و معیارها
اضافه کردن

ترجمه های "nb" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه