ترجمه "needfulness" به فارسی
بایستگی, لزوم بهترین ترجمه های "needfulness" به فارسی هستند.
needfulness
noun
دستور زبان
The property of being needful or necessary. [..]
-
بایستگی
-
لزوم
Edward was a gracious host, lending out his cars as needed without so much as a wince.
ادوارد میزبان سخاوتمندی بود، همهی ماشینهایش را درمواقع لزوم، بدون ذرهای نار حتی قرض میداد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " needfulness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "needfulness" با ترجمه به فارسی
-
نیاز احترام – ارزش – قدر
-
نیارهای جسمانی · نیازهای جسمانی
-
lozum · احتياج داشتن · احتیاج · احتیاج داشتن · ایجاب کردن · بایست · بایستن · بی چیز · تنگدستی · جايتحا · خست · دربایست · درماندگی · دروای · ضرورت · فقر · لازم داشتن · لزوم · مستلزم بودن · مطالبه · نیاز · نیاز داشتن · نیازمند بودن · نیازمندی · چیزضروری · کاستی · کمبود
-
به یک باتری احتیاج دارم
-
نیاز به سرعت: پرو استریت
-
نیاز اطلاعاتی
-
سلسله مراتب نیازهای مازلو
-
نیاز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن