ترجمه "needy" به فارسی
فقیر, نیازمند, محتاج بهترین ترجمه های "needy" به فارسی هستند.
needy
adjective
noun
دستور زبان
In need, poor. [..]
-
فقیر
adjectivein need, poor
Once you've taken your share, and I've looked after the weak and needy, I'm left broke.
به محض اینکه تو سهمت رو بگیری و به این فقیر فقرا رسیدگی کنم پولی برام باقی نمیمونه!
-
نیازمند
adjectivein need, poor
This department has always been very helpful to needy girls.
این بخش همیشه این بوده است بسیار مفید برای دختران نیازمند.
-
محتاج
Well, aren't actresses needy and emotional and, you know, insecure?
خب ، بازيگرها يه جورهايي محتاج و احساساتي ، و متزلزل هستند ؟
-
ترجمه های کمتر
- تنگدست
- گدا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " needy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "needy" با ترجمه به فارسی
-
ید فا ا آلبق)فا نت( دنمزاین یاه هداوناخ هب یتقوم کمک)یس
-
تنگدستی · فقر · نیاز · نیازمندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن