ترجمه "needs" به فارسی

(با: must - قدیمی) الزاما, اجبارا, مجبورا بهترین ترجمه های "needs" به فارسی هستند.

needs adverb verb noun دستور زبان

Of necessity; necessarily; indispensably; often with must, and equivalent to "of need". [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (با: must - قدیمی) الزاما

  • اجبارا

  • مجبورا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " needs " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Needs
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیازها

    noun

    He understands each of their needs, their pains, and their hopes.

    او نیازها، رنج ها، و امید های هر کدام از آنها را درک می کند.

عباراتی شبیه به "needs" با ترجمه به فارسی

  • نیاز احترام – ارزش – قدر
  • نیارهای جسمانی · نیازهای جسمانی
  • lozum · احتياج داشتن · احتیاج · احتیاج داشتن · ایجاب کردن · بایست · بایستن · بی چیز · تنگدستی · جايتحا · خست · دربایست · درماندگی · دروای · ضرورت · فقر · لازم داشتن · لزوم · مستلزم بودن · مطالبه · نیاز · نیاز داشتن · نیازمند بودن · نیازمندی · چیزضروری · کاستی · کمبود
  • به یک باتری احتیاج دارم
  • نیاز به سرعت: پرو استریت
  • نیاز اطلاعاتی
  • سلسله مراتب نیازهای مازلو
  • نیاز
اضافه کردن

ترجمه های "needs" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه