ترجمه "needlework" به فارسی
گلدوزی, خیاطی, دوزندگی بهترین ترجمه های "needlework" به فارسی هستند.
needlework
noun
دستور زبان
the art or process of working with a needle esp. in embroidery or needlepoint. [..]
-
گلدوزی
noun -
خیاطی
nounbusy at some necessary needlework, while Beth and Amy goth tea,
در حالیکه ایمی و بت هم چایی میآوردند مشغول یک سری کارهای خیاطی خیلی ضروری شدند
-
دوزندگی
-
سوزن دوزی
Scarlett O'Hara, the proudest of the proud, trying to sell needlework to the Yankees.
اسکار لت اوها را مغرورترین مغرورها سعی کرده بود پارچههای سوزن دوزی به یانکیها بفروشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " needlework " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن