ترجمه "negative" به فارسی

نگاتیو, منفی, سلبی بهترین ترجمه های "negative" به فارسی هستند.

negative adjective verb noun interjection دستور زبان

not positive or neutral [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نگاتیو

    image on photographic film in which color and brightness are inverted

    The black and white negative of the desert streamed by more and more slowly.

    صحرا که سیاه و سفید و به شکل عکس نگاتیو بود آرام منظره تروآرام تر ازمقابل چشمانش میگذشت.

  • منفی

    noun

    What is negative right and positive right?

    حق مثبت و حق منفی چیست؟

  • سلبی

  • ترجمه های کمتر

    • کلیشه
    • کمند
    • (الکترونیک) دارای برق منفی
    • (در مخابرات) نه
    • (ریاضی) عدد منفی
    • (زیست شناسی) در جهت خلاف انگیزه
    • (عکاسی) فیلم منفی
    • (مناظره و غیره) طرف منفی
    • (منطق) سالب
    • (مهجور) حق وتو 4
    • (ندا) نه !
    • (پزشکی - معاینه یا آزمایش و غیره) نتیجه ی منفی
    • (پیشوند یا واژک و غیره) منفی (مثلا: -no یا -in) 1
    • ابدا!
    • انگیزه گریز
    • اینطور نیست
    • باطل کردن
    • بطلان چیزی را ثابت کردن
    • تصویر معکوس (مجسمه و غیره)
    • خلاف چیزی را ثابت کردن 8
    • خنثی کردن
    • رد کردن
    • طرفی که منکر نظریات طرف ادعا کننده یا طرف مثبت است 3
    • عبارت یا جمله (و غیره) منفی 2
    • فقدان بیماری یا باکتری یا میکرب وغیره
    • مردود کردن
    • منفی (در برابر: مثبت positive)
    • منفی باف
    • منفی کردن
    • نفی کردن 6
    • نه خیر 0
    • واروفرتور 5
    • وتو کردن 7
    • پادکنش کردن 9
    • کمتر از صفر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " negative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "negative"

عباراتی شبیه به "negative" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "negative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه