ترجمه "neglectful" به فارسی

سر به هوا, اهمالگر, فروگذارگر بهترین ترجمه های "neglectful" به فارسی هستند.

neglectful adjective دستور زبان

Tending to neglect; failing to take care of matters which require attention. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سر به هوا

    adjective
  • اهمالگر

  • فروگذارگر

  • ترجمه های کمتر

    • فروگذار
    • بی اعتنا
    • بی توجه
    • بی مبالات
    • غفلت کننده
    • مسامحه کار
    • کم توجه
    • کوتاهی کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " neglectful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "neglectful" با ترجمه به فارسی

  • اهمال · غفلت · غفلت مسامحه کاری
  • غفلت یکسویه
  • انجام ندادن (وظیفه و غیره) · انداختن · اهمال · بی توجهی · حذف کردن · سهل انگاری · عدم استعمال · غفلت · غفلت کردن · فراموش شدگی · فروگذارکردن · فروگذاشتن · فرویش کردن · قصور · قصور کردن · قصورکردن · متروکه · مسامحه · مسامحه کردن · مورد توجه قرار ندادن · مورد غفلت یا بی توجهی قرار گرفتن · نادیده انگاری · نادیده انگاشتن · نرسیدن به · کم توجهی کردن به · کوتاهی · کوتاهی کردن
  • ترک · فتور و سستی
  • انجام ندادن (وظیفه و غیره) · انداختن · اهمال · بی توجهی · حذف کردن · سهل انگاری · عدم استعمال · غفلت · غفلت کردن · فراموش شدگی · فروگذارکردن · فروگذاشتن · فرویش کردن · قصور · قصور کردن · قصورکردن · متروکه · مسامحه · مسامحه کردن · مورد توجه قرار ندادن · مورد غفلت یا بی توجهی قرار گرفتن · نادیده انگاری · نادیده انگاشتن · نرسیدن به · کم توجهی کردن به · کوتاهی · کوتاهی کردن
  • انجام ندادن (وظیفه و غیره) · انداختن · اهمال · بی توجهی · حذف کردن · سهل انگاری · عدم استعمال · غفلت · غفلت کردن · فراموش شدگی · فروگذارکردن · فروگذاشتن · فرویش کردن · قصور · قصور کردن · قصورکردن · متروکه · مسامحه · مسامحه کردن · مورد توجه قرار ندادن · مورد غفلت یا بی توجهی قرار گرفتن · نادیده انگاری · نادیده انگاشتن · نرسیدن به · کم توجهی کردن به · کوتاهی · کوتاهی کردن
  • انجام ندادن (وظیفه و غیره) · انداختن · اهمال · بی توجهی · حذف کردن · سهل انگاری · عدم استعمال · غفلت · غفلت کردن · فراموش شدگی · فروگذارکردن · فروگذاشتن · فرویش کردن · قصور · قصور کردن · قصورکردن · متروکه · مسامحه · مسامحه کردن · مورد توجه قرار ندادن · مورد غفلت یا بی توجهی قرار گرفتن · نادیده انگاری · نادیده انگاشتن · نرسیدن به · کم توجهی کردن به · کوتاهی · کوتاهی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "neglectful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه