ترجمه "neglectfulness" به فارسی

اهمال, غفلت, غفلت مسامحه کاری بهترین ترجمه های "neglectfulness" به فارسی هستند.

neglectfulness noun دستور زبان

The characteristic of being neglectful. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اهمال

    noun

    I can't prove neglect unless she opens up.

    من نمي تونم اهمال اون رو ثابت کنم مگر اينکه در رو باز کنه

  • غفلت

    noun

    Then, who taught you? who attended to you? Without a governess, you must have been neglected.

    پس چه کسی به شما تعلیم داده؟ چه کسی مراقبتان بوده؟ بدون معلمه لابد غفلت شده.

  • غفلت مسامحه کاری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " neglectfulness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "neglectfulness" با ترجمه به فارسی

  • غفلت یکسویه
  • انجام ندادن (وظیفه و غیره) · انداختن · اهمال · بی توجهی · حذف کردن · سهل انگاری · عدم استعمال · غفلت · غفلت کردن · فراموش شدگی · فروگذارکردن · فروگذاشتن · فرویش کردن · قصور · قصور کردن · قصورکردن · متروکه · مسامحه · مسامحه کردن · مورد توجه قرار ندادن · مورد غفلت یا بی توجهی قرار گرفتن · نادیده انگاری · نادیده انگاشتن · نرسیدن به · کم توجهی کردن به · کوتاهی · کوتاهی کردن
  • ترک · فتور و سستی
  • اهمالگر · بی اعتنا · بی توجه · بی مبالات · سر به هوا · غفلت کننده · فروگذار · فروگذارگر · مسامحه کار · کم توجه · کوتاهی کننده
  • انجام ندادن (وظیفه و غیره) · انداختن · اهمال · بی توجهی · حذف کردن · سهل انگاری · عدم استعمال · غفلت · غفلت کردن · فراموش شدگی · فروگذارکردن · فروگذاشتن · فرویش کردن · قصور · قصور کردن · قصورکردن · متروکه · مسامحه · مسامحه کردن · مورد توجه قرار ندادن · مورد غفلت یا بی توجهی قرار گرفتن · نادیده انگاری · نادیده انگاشتن · نرسیدن به · کم توجهی کردن به · کوتاهی · کوتاهی کردن
  • انجام ندادن (وظیفه و غیره) · انداختن · اهمال · بی توجهی · حذف کردن · سهل انگاری · عدم استعمال · غفلت · غفلت کردن · فراموش شدگی · فروگذارکردن · فروگذاشتن · فرویش کردن · قصور · قصور کردن · قصورکردن · متروکه · مسامحه · مسامحه کردن · مورد توجه قرار ندادن · مورد غفلت یا بی توجهی قرار گرفتن · نادیده انگاری · نادیده انگاشتن · نرسیدن به · کم توجهی کردن به · کوتاهی · کوتاهی کردن
  • انجام ندادن (وظیفه و غیره) · انداختن · اهمال · بی توجهی · حذف کردن · سهل انگاری · عدم استعمال · غفلت · غفلت کردن · فراموش شدگی · فروگذارکردن · فروگذاشتن · فرویش کردن · قصور · قصور کردن · قصورکردن · متروکه · مسامحه · مسامحه کردن · مورد توجه قرار ندادن · مورد غفلت یا بی توجهی قرار گرفتن · نادیده انگاری · نادیده انگاشتن · نرسیدن به · کم توجهی کردن به · کوتاهی · کوتاهی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "neglectfulness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه