ترجمه "nerve-racking" به فارسی
اعصاب خرد کن, پردغدغه, کوشا بهترین ترجمه های "nerve-racking" به فارسی هستند.
nerve-racking
adjective
دستور زبان
intensely irritating or distressing to the nerves [..]
-
اعصاب خرد کن
He had no thoughts save for the nerve racking, body destroying toil.
هیچ اندیشهای جز اندیشیدن به کار اعصاب خرد کن و کمرشکن به مغزش راه نمییافت.
-
پردغدغه
adjective -
کوشا
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nerve-racking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن