ترجمه "nerves" به فارسی
اعصاب, اعصاب محيطي, عصب بهترین ترجمه های "nerves" به فارسی هستند.
nerves
verb
noun
Plural form of nerve. [..]
-
اعصاب
nounShe constantly complained of her nerves, her chest, her liver.
دائم از اعصاب و سینه درد و اخلاط مینالید.
-
اعصاب محيطي
-
عصب
nounShe constantly complained of her nerves, her chest, her liver.
دائم از اعصاب و سینه درد و اخلاط مینالید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nerves " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nerves" با ترجمه به فارسی
-
عصب میانی
-
عصب چانهای
-
عصب اکسسوری · یازدهمین عصب مهره داران چهار پا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن