ترجمه "nervy" به فارسی
گستاخ, باشهامت, عضلانی بهترین ترجمه های "nervy" به فارسی هستند.
nervy
adjective
دستور زبان
(US) Having nerve; bold; brazen. [..]
-
گستاخ
adjective -
باشهامت
-
عضلانی
-
ترجمه های کمتر
- پردل
- جسور
- دلیر
- شوریده
- پررو
- (انگلیس) عصبی
- (عامیانه)پررو
- (نادر) قوی
- لرزان و ترسان
- هیجان زده
- پوست کلفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nervy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن