ترجمه "ness" به فارسی
دماغه, پسوند:بودن, واری بهترین ترجمه های "ness" به فارسی هستند.
ness
noun
دستور زبان
(geography) A promontory; a cape or headland. (frequently used as a suffix in placenames) [..]
-
دماغه
noun -
پسوند:بودن
-
واری
-
ترجمه های کمتر
- شنل
- کیفیت
- (جغرافی) سنگ پوز
- لاخ نس (نام دریاچه ی مرتفعی در اسکاتلند)
- وضع [sadness و togetherness]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ness
proper
(Irish mythology) An Ulster princess and the mother of Conchobar mac Nessa and Findchoem in the Ulster Cycle of Irish mythology. Daughter of Eochaid Sálbuide. Also the mother of Cormac Cond Longas by incest with Conchobar mac Nessa. ( See Wikipedia article for more. ) [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Ness" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ness در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "ness" با ترجمه به فارسی
-
هدفمندی
-
(عنوانی که برای اشرافی های بلندپایه به کار می رود - پس از your یا his یا her) · ارتفاع · بلندی · جاه و مقام H( -2 بزرگ) اشرافی بلند پایه · رفعت · فرازی
-
سازگار بودن با محیط زیست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن