ترجمه "neutralize" به فارسی
خنثی کردن, نتار کردن, (برق) فاقد الکتریسیته کردن بهترین ترجمه های "neutralize" به فارسی هستند.
neutralize
verb
دستور زبان
(American) Alternative spelling of neutralise. [..]
-
خنثی کردن
verbor perhaps neutralize these various forms of power.
یا شاید به خنثی کردن این اشکال متفاوت قدرت فکر کنید.
-
نتار کردن
-
(برق) فاقد الکتریسیته کردن
-
ترجمه های کمتر
- (شیمی - ویژگی های چیزی را از بین بردن) خنثی کردن
- از کار انداختن
- اعلام نادرگیری کردن
- برابری کردن با
- بی اثر کردن
- بی بار کردن
- بی طرف اعلام کردن
- بی طرفی خود را اعلام کردن
- جبران کردن
- پادکنش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " neutralize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "neutralize" با ترجمه به فارسی
-
بیطرفی نت
-
(آواشناسی) واکه ی خنثی · (اتومبیل و غیره) دنده ی خلاص · (برق) نه مثبت نه منفی · (رنگ) غیر زنده · (زیست شناسی)رجوع شود به neuter · (شیمی) فاقد واکنش اسیدی و قلیایی · (نوع و گونه و غیره) نامشخص · بدون بار الکتریکی · بی بار · بی رنگ · بی سو · بی شارژ · بی طرف · بی طرفانه · خفیف · خلاص · خنثی · رنگ خنثی · میانه · نادرگیر · نامعین · هیچ سو · هیچ سویانه · وابسته به بی طرفی · واکه ی نتار · کرانجی · کم رنگ · کماسه
-
خاکهای خنثی
-
بهمجوشي · بهمچسبيدگي ايمنيشناختي · خنثيسازي ويروس · واكنش متقاطع · واكنشهاي آنتیژن-آنتیبادی · واکنشهای پادگن- پادتن
-
ریسک خنثی
-
ترياسيلگليسرولها · تریگلیسریدها · چربيهاي خنثي
-
دوم نیمبزرگ
-
اقدام متقابل · بی اثر سازی · بی نتیجه سازی · بیطرف سازی · خنثاسازی · خنثی سازی · خنثیسازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن