ترجمه "neutrally" به فارسی

بیطرفانه, از روی بیطرفی بهترین ترجمه های "neutrally" به فارسی هستند.

neutrally adverb دستور زبان

In a neutral manner; evenhandedly or fairly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیطرفانه

    Rosamond looked mildly neutral as she said this

    روزاموند این سخنان را با لحنی بیطرفانه ادا کرد.

  • از روی بیطرفی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " neutrally " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "neutrally" با ترجمه به فارسی

  • بیطرفی نت
  • (آواشناسی) واکه ی خنثی · (اتومبیل و غیره) دنده ی خلاص · (برق) نه مثبت نه منفی · (رنگ) غیر زنده · (زیست شناسی)رجوع شود به neuter · (شیمی) فاقد واکنش اسیدی و قلیایی · (نوع و گونه و غیره) نامشخص · بدون بار الکتریکی · بی بار · بی رنگ · بی سو · بی شارژ · بی طرف · بی طرفانه · خفیف · خلاص · خنثی · رنگ خنثی · میانه · نادرگیر · نامعین · هیچ سو · هیچ سویانه · وابسته به بی طرفی · واکه ی نتار · کرانجی · کم رنگ · کماسه
  • خاکهای خنثی
  • بهمجوشي · بهمچسبيدگي ايمنيشناختي · خنثيسازي ويروس · واكنش متقاطع · واكنشهاي آنتیژن-آنتیبادی · واکنشهای پادگن- پادتن
  • ریسک خنثی
  • ترياسيلگليسرولها · تریگلیسریدها · چربيهاي خنثي
  • دوم نیمبزرگ
  • اقدام متقابل · بی اثر سازی · بی نتیجه سازی · بیطرف سازی · خنثاسازی · خنثی سازی · خنثیسازی
اضافه کردن

ترجمه های "neutrally" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه