ترجمه "newspaperman" به فارسی

روزنامه نگار, گزارشگر, خبرنگار بهترین ترجمه های "newspaperman" به فارسی هستند.

newspaperman noun دستور زبان

A man who works in the production of the text of a newspaper; a reporter, editor, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روزنامه نگار

    noun

    Sidney, it's about time we show my story to a real newspaperman.

    سيدني ، وقتشه كه داستانمونو به يك روزنامه نگار واقعي نشون بديم

  • گزارشگر

  • خبرنگار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • روزنامه دار
    • روزنامه نویس
    • صاحب امتیاز روزنامه
    • صاحب روزنامه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " newspaperman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "newspaperman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه