ترجمه "nickelous" به فارسی
نیکل آور, نیکل دار (به ویژه نیکل دو ظرفیتی) بهترین ترجمه های "nickelous" به فارسی هستند.
nickelous
adjective
دستور زبان
Containing nickel. [..]
-
نیکل آور
-
نیکل دار (به ویژه نیکل دو ظرفیتی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nickelous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nickelous" با ترجمه به فارسی
-
اکسید نیکل(III)
-
فلوئورید نیکل(II)
-
نایتینول
-
باتری نیکل اکسی هیدروکسید
-
(امریکا و کانادا) · (با اقدام ناکافی و صرفه جویی بی جا) تضعیف کردن · ارزان · بی اهمیت · جزئی · خراب کردن · خرده · خرده خرده · خرده پول دادن · فرسودن · فرعی · ناچیز · پول کمی صرف (کاری) کردن · کم ارزش · کم خرج · کم هزینه · کم پول خرج کردن
-
نیکل کرومات
-
برمید نیکل(II)
-
هیدروکسید نیکل(II)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن