ترجمه "nickname" به فارسی

لقب, کنیه, پاژنام بهترین ترجمه های "nickname" به فارسی هستند.

nickname verb noun دستور زبان

A familiar, invented given name for a person or thing used instead of the actual name of the person or thing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لقب

    noun

    familiar, invented given name [..]

    For some reason they were nicknamed memory holes.

    به دلیلی لقب خندق خاطره به آنها داده بودند.

  • کنیه

    noun

    familiar, invented given name

  • پاژنام

    familiar, invented given name

  • ترجمه های کمتر

    • اسم خودمانی
    • اسم دوم
    • مخفف نام اول (مثلا:Bill به جای William یا Dick به جای Richard یا Jack به جای John)
    • ملقب کردن
    • نام استهزا آمیز (مثلا مملی به جای محمدعلی یا منوچ به جای منوچهر یا احمد خیکی یا حسن کچل یاصغرا دیونه یا در انگلیسی Doc به جای Doctor یا Shorty یا Fatso یا Baby-face Nelson یا Jack the Ripper)
    • نام استهزا آمیز دادن به
    • نام خودمانی
    • نام خودمانی دادن به
    • نام دوستانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nickname " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "nickname" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nickname" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه