ترجمه "noble" به فارسی
شریف, نجیبزاده, نجیب بهترین ترجمه های "noble" به فارسی هستند.
An aristocrat; one of aristocratic blood. [..]
-
شریف
adjectivehaving honorable qualities
But what dangers you run, O noble souls!
اما شما درجه خطرات میافتید که جانهای شریف!
-
نجیبزاده
aristocrat
Who is the “man of noble birth,” and what is the land to which he goes?
آن مرد «نجیبزاده» که بود و «سرزمینی دور» که به آن سفر کرد مظهر چه بود؟
-
نجیب
adjectiveThe noble salons of the present day no longer resemble those salons.
محافل نجیب امروز شباهتی به آن محافل ندارند.
-
ترجمه های کمتر
- نجیب زاده
- اصیل
- بزرگوار
- عالی
- اشرافی
- شرافتمند
- ارجمند
- فرزانه
- شکوهمند
- باعظمت
- ثَمین، قیمتی، گرانبها
- اعلا
- مجلل
- پرشکوه
- برتر
- برجسته
- بزرگزاده
- خوشنام
- والامنش
- والاگهر
- نیکنام
- معظم
- نامور
- شهره
- (انگلیس - پیشترها) سکه ی طلا
- (شیمی - در مورد برخی فلزات مانند طلا و برخی گازها مانند هلیم) نجیب
- (قدیمی - خودمانی) سردسته ی اعتصاب شکن ها
- آدم اشرافی
- اشراف زاده
- با ابهت
- بدون واکنش
- بزرگ منش
- بی اثر (به ویژه در مقابل اسیدها و هوا)
- تحمیل کننده
- خیلی خوب
- پاک نژاد
- پر جلال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " noble " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A surname. [..]
"Noble" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Noble در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Initialism of [i]National Organization of Black Law Enforcement Executives[/i].
"NOBLE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای NOBLE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "noble" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) صنوبر کبیر (Abies procera - بومی غرب ایالات متحده) · آبيس نوبيليس · آبیس پروسرا · نراد اصيل
-
گازهای نجیب
-
ابهت · بزرگی · شان · شکوه · عظمت · فرهی
-
نراد اصیل
-
نبیل دل
-
ساکاروم افیسیناروم
-
خاندان سلطنتی
-
فلزهای کمیاب