ترجمه "nobleness" به فارسی

بزرگی, فرهی, ابهت بهترین ترجمه های "nobleness" به فارسی هستند.

nobleness noun دستور زبان

The quality or state of being noble; nobility or grandeur. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزرگی

    noun

    Tom, how COULD you be so noble!

    تام، تو چه جور تونستی این همه بزرگی بکنی؟

  • فرهی

    noun
  • ابهت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عظمت
    • شکوه
    • شان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nobleness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "nobleness" با ترجمه به فارسی

  • (گیاه شناسی) صنوبر کبیر (Abies procera - بومی غرب ایالات متحده) · آبيس نوبيليس · آبیس پروسرا · نراد اصيل
  • گازهای نجیب
  • نراد اصیل
  • نبیل دل
  • (انگلیس - پیشترها) سکه ی طلا · (شیمی - در مورد برخی فلزات مانند طلا و برخی گازها مانند هلیم) نجیب · (قدیمی - خودمانی) سردسته ی اعتصاب شکن ها · آدم اشرافی · ارجمند · اشراف زاده · اشرافی · اصیل · اعلا · با ابهت · باعظمت · بدون واکنش · برتر · برجسته · بزرگ منش · بزرگزاده · بزرگوار · بی اثر (به ویژه در مقابل اسیدها و هوا) · تحمیل کننده · ثَمین، قیمتی، گرانبها · خوشنام · خیلی خوب · شرافتمند · شریف · شهره · شکوهمند · عالی · فرزانه · مجلل · معظم · نامور · نجیب · نجیب زاده · نجیبزاده · نیکنام · والامنش · والاگهر · پاک نژاد · پر جلال · پرشکوه
  • ساکاروم افیسیناروم
  • خاندان سلطنتی
  • فلزهای کمیاب
اضافه کردن

ترجمه های "nobleness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه