ترجمه "nod" به فارسی

تکان سر, توافق, رضایت بهترین ترجمه های "nod" به فارسی هستند.

nod verb noun دستور زبان

(intransitive) To incline the head up and down, as to indicate agreement. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکان سر

    noun

    Dupree nodded his thanks and jog trotted back to the Land Rover.

    دو بری با تکان سر تشکر نمود و یورتمه بطرفلندرور بازگشت.

  • توافق

    noun

    Dervish nods understandingly, then returns to his story.

    درویش به توافق سر تکان میدهد، و بعد به سراغ داستان خودش میرود.

  • رضایت

  • ترجمه های کمتر

    • خشنودی
    • سرجنباندن
    • سهوکردن
    • جنبیدن
    • (از شدت خواب) سرخم کردن
    • (با تکان سر) دعوت یا مرخص کردن
    • (با تکان سر) رضایت دادن
    • (به نشان رضایت یا سلام یا امر یا دعوت و غیره) سرتکان دادن
    • (خودمانی) تحت تاثیر مواد مخدر (به ویژه هرویین) بودن
    • (سر شاخه یا گل یا پر مرغ و غیره) آویخته شدن
    • (سر یا سرشاخه یا میوه ی درخت و غیره) سرجنبانی
    • اشتباه کردن
    • با سر اشاره کردن
    • بی دقت بودن
    • توافق کردن
    • توجه نکردن
    • سر به هوایی کردن
    • غفلت کردن
    • پس و پیش رفتن
    • پینکی زدن
    • چرت زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nod " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

NOD abbreviation

Notice Of Disagreement; filed by an appellant in response to a denial of veteran's benefits in United States law.

+ اضافه کردن

"NOD" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای NOD در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "nod" با ترجمه به فارسی

  • آشنای دور · آشنایی کم · شناخت کم · شناسایی از دور · نیمه آشنا · نیمه آشنایی · کسی که انسان درست نمی شناسد
  • مدت خیلی کمی خوابیدن)چشم ها را بستن)
  • (انجیل) سرزمین نود (که قابیل به آن رفت) · سرزمین خواب و خیال
اضافه کردن

ترجمه های "nod" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه