ترجمه "nodality" به فارسی

نزدیکی به گره, وابستگی به گره بهترین ترجمه های "nodality" به فارسی هستند.

nodality
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نزدیکی به گره

  • وابستگی به گره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nodality " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "nodality" با ترجمه به فارسی

  • تحلیل گره
  • (فیزیک) گرهی · (نجوم) همبرگاهی · (گیاه شناسی) ساق گره مانند · برآمده · غددی · غده مانند · وابسته به گره یا قلمبه شدگی · گره مانند · گرهی · گندله
  • (فیزیک) گرهی · (نجوم) همبرگاهی · (گیاه شناسی) ساق گره مانند · برآمده · غددی · غده مانند · وابسته به گره یا قلمبه شدگی · گره مانند · گرهی · گندله
اضافه کردن

ترجمه های "nodality" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه