ترجمه "noisiness" به فارسی

شلوق, سر وصدا, پر صدایی بهترین ترجمه های "noisiness" به فارسی هستند.

noisiness noun دستور زبان

The quality or state of being noisy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شلوق

  • سر وصدا

    Yeah, she'll drive fine, just noisy, that's all.

    آره ، همسرت بهتره رانندگي کنه اونم با نشاط و پر سر وصدا همش همين

  • پر صدایی

    A woman who caught sight of these three marching in a file, with Gavroche at their head, burst into noisy laughter.

    یک دختر جوان چون این سه کودک را دید که در یک خط میروند و گاو روش در رأس همه است خنده پر صدایی کرد؛

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " noisiness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "noisiness" با ترجمه به فارسی

  • پیتای پرسروصدا
  • توجه انگیز · جلف · صدادار (در برابر: بی صدا) · پر سر وصدا · پر سروصدا · پر صدا · پرجنجال · پرخروش · پرقیل و قال · پرهمهمه · پرهیاهو
  • توجه انگیز · جلف · صدادار (در برابر: بی صدا) · پر سر وصدا · پر سروصدا · پر صدا · پرجنجال · پرخروش · پرقیل و قال · پرهمهمه · پرهیاهو
  • توجه انگیز · جلف · صدادار (در برابر: بی صدا) · پر سر وصدا · پر سروصدا · پر صدا · پرجنجال · پرخروش · پرقیل و قال · پرهمهمه · پرهیاهو
  • توجه انگیز · جلف · صدادار (در برابر: بی صدا) · پر سر وصدا · پر سروصدا · پر صدا · پرجنجال · پرخروش · پرقیل و قال · پرهمهمه · پرهیاهو
  • توجه انگیز · جلف · صدادار (در برابر: بی صدا) · پر سر وصدا · پر سروصدا · پر صدا · پرجنجال · پرخروش · پرقیل و قال · پرهمهمه · پرهیاهو
  • توجه انگیز · جلف · صدادار (در برابر: بی صدا) · پر سر وصدا · پر سروصدا · پر صدا · پرجنجال · پرخروش · پرقیل و قال · پرهمهمه · پرهیاهو
  • توجه انگیز · جلف · صدادار (در برابر: بی صدا) · پر سر وصدا · پر سروصدا · پر صدا · پرجنجال · پرخروش · پرقیل و قال · پرهمهمه · پرهیاهو
اضافه کردن

ترجمه های "noisiness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه