ترجمه "noisome" به فارسی
مضر, متعفن, بدبو بهترین ترجمه های "noisome" به فارسی هستند.
noisome
adjective
دستور زبان
Morally hurtful or noxious. [..]
-
مضر
-
متعفن
For cold they seemed to Sam after the noisome darkness behind;
زیرا جریان هـوا پـس از تاریکی متعفن پشت سر به نظر سام سرد میآمد.
-
بدبو
solitary among the squalid houses and filthy courts, stood between two noisome ditches,
در هر گوشه، قصر قدیمی عبوس با دو نهر بدبو در دو طرفش، یکه و تنها میان خانههای بدنما و حیاطهای کثیف قد برافراشته بود،
-
ترجمه های کمتر
- زننده
- (برای سلامتی) بد
- آسیب انگیز
- زیان بخش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " noisome " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "noisome" با ترجمه به فارسی
-
بد بویی · نفرت انگیزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن