ترجمه "nonessential" به فارسی

غیرضروری, غیراساسی, غیراصلی بهترین ترجمه های "nonessential" به فارسی هستند.

nonessential adjective noun دستور زبان

Not required; not essential. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غیرضروری

    Some have eliminated certain hobbies and nonessential personal projects

    برخی برادران و خواهران از سرگرمیها و کارهای غیرضروری خود کاستهاند

  • غیراساسی

  • غیراصلی

  • ترجمه های کمتر

    • غیرحیاتی
    • (زیست شیمی - وابسته به مواد حیاتی به ویژه اسیدهای آمینه که می توان آنهارا از مواد خوراکی مختلف به دست آورد) ناپروز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nonessential " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "nonessential" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه