ترجمه "noose" به فارسی
خفت, دام, بند بهترین ترجمه های "noose" به فارسی هستند.
noose
verb
noun
دستور زبان
An adjustable loop of rope, e.g. the one placed around the neck in hangings, or the one at the end of a lasso. [..]
-
خفت
nounan adjustable loop or rope
" Yeah, tough love, not " hand the guy a noose.
آره ، عشق سخت نه خفت دادن يه آدم
-
دام
nounThe fact is, I never loved any one well enough to put myself into a noose for them.
راستش هیچ وقت کسی را آنقدر دوست نداشتم که خودم را به خاطرش به دام بیندازم.
-
بند
verb nounThis noose, too, he had designed a fortnight before.
فکر این بند را دو هفته پی شد ر سر خود پرورانده بود.
-
ترجمه های کمتر
- لویشه
- پابند
- (با طناب) گیر انداختن
- با خفت کمند
- با کمند گرفتن
- به دام انداختن
- به صورت طناب دار در آوردن
- حلقه ی دار
- خفت زدن
- گره زدن
- گره طناب دار
- گره لغزنده (که وزن موجب تنگ تر شدن آن می شود)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " noose " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "noose"
عباراتی شبیه به "noose" با ترجمه به فارسی
-
کمند
-
گره طناب دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن