ترجمه "normative" به فارسی
هنجاری, استاندی, تجویزی بهترین ترجمه های "normative" به فارسی هستند.
normative
adjective
دستور زبان
Of, pertaining to, or using a norm or standard. [..]
-
هنجاری
adjective -
استاندی
-
تجویزی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- فرمایشی
- معیاری
- هنجارا
- هنجارگرا
- اصلی
- (دستور زبان) تجویزی
- وابسته به معیار و ضابطه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " normative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "normative" با ترجمه به فارسی
-
حد متوسط · دستور · روال معمول · ضابطه · قاعده · ماخذ قانونی · معدل · معیار · میانگین · میزان · نرم · نُرم · هنج · هنجار · هند
-
نورم زاده
-
هنجار
-
هنجار
-
اخلاق هنجاری
-
هنجارهای شغلی
-
هنجارها
-
هنجارهای رسمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن