ترجمه "notability" به فارسی
برجستگی, شهرت, چشمگیری بهترین ترجمه های "notability" به فارسی هستند.
notability
noun
دستور زبان
(uncountable) The quality or state of being notable or eminent [..]
-
برجستگی
noun -
شهرت
noun -
چشمگیری
-
ترجمه های کمتر
- آدم برجسته
- آدم جالب توجه
- آدم سزاوار
- توجه انگیزی
- شخصیت تابناک
- پر فروغ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " notability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "notability" با ترجمه به فارسی
-
(سابقا در فرانسه - N بزرگ) اشرافی · (قدیمی) کدبانو · آدم برجسته · آدم متشخص · با کفایت · باجربزه · برجسته · برجستگی · جالب · درخور توجه · سرشناس · شخصیت تابناک · عضو شورای سلطنتی · قابل ملاحظه · پر فروغ · چشمگیر
-
بطور برجسته یا قابل ملاحظه ه
-
ویکیپدیا:سرشناسی
-
(سابقا در فرانسه - N بزرگ) اشرافی · (قدیمی) کدبانو · آدم برجسته · آدم متشخص · با کفایت · باجربزه · برجسته · برجستگی · جالب · درخور توجه · سرشناس · شخصیت تابناک · عضو شورای سلطنتی · قابل ملاحظه · پر فروغ · چشمگیر
-
(سابقا در فرانسه - N بزرگ) اشرافی · (قدیمی) کدبانو · آدم برجسته · آدم متشخص · با کفایت · باجربزه · برجسته · برجستگی · جالب · درخور توجه · سرشناس · شخصیت تابناک · عضو شورای سلطنتی · قابل ملاحظه · پر فروغ · چشمگیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن