ترجمه "notable" به فارسی

برجسته, جالب, سرشناس بهترین ترجمه های "notable" به فارسی هستند.

notable adjective noun دستور زبان

(dated) Capable of being noted; noticeable; plain; evident. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برجسته

    adjective

    There are short advertisements featuring messages from notable scholars asking parents to have their children vaccinated.

    آگهیهای کوتاهی با پیامهایی از محققین برجسته که از پدر و مادرها درخواست میکنند بچههایشان را واکسن بزنند.

  • جالب

    adjective

    What a notable instance that was of my capacity for resolution!

    این نمونه جالب توجهی از کار کسی است که گاهی میتوانسته است تصمیم بگیرد

  • سرشناس

    Your day has hardly begun, and you already have benefited from the influence of a few notable men.

    شما در این مدت کوتاه از تلاشها و فعالیتهای چندین چهرهٔ سرشناس بهره بردهاید.

  • ترجمه های کمتر

    • چشمگیر
    • باجربزه
    • برجستگی
    • (سابقا در فرانسه - N بزرگ) اشرافی
    • (قدیمی) کدبانو
    • آدم برجسته
    • آدم متشخص
    • با کفایت
    • درخور توجه
    • شخصیت تابناک
    • عضو شورای سلطنتی
    • قابل ملاحظه
    • پر فروغ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " notable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "notable" با ترجمه به فارسی

  • بطور برجسته یا قابل ملاحظه ه
  • آدم برجسته · آدم جالب توجه · آدم سزاوار · برجستگی · توجه انگیزی · شخصیت تابناک · شهرت · پر فروغ · چشمگیری
  • ویکیپدیا:سرشناسی
اضافه کردن

ترجمه های "notable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه