ترجمه "notched" به فارسی
(خیاطی - یقه) چرت دار, دارای بریدگی, دندانه دار بهترین ترجمه های "notched" به فارسی هستند.
notched
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of notch. [..]
-
(خیاطی - یقه) چرت دار
-
دارای بریدگی
-
دندانه دار
-
ترجمه های کمتر
- دندانه دندانه
- شکافدار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " notched " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "notched" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - عامیانه) درجه یک · عالی
-
مهره
-
(به ویژه میان دو کوه) تنگراه · (خیاطی) چرت · (در سطح چیزی) بریدگی ایجاد کردن · (عامیانه) درجه · بریدگی · به ثبت رساندن · دندانه · دندانه (به ویژه روی چوب خط) · دندانه دار کردن · زینه · شکاف · شکاف ایجاد کردن · شکافدار کردن · نایل شدن · پله · کسب کردن · گردنه
-
1917 - 1921 یاهلاس نیب دلوتم یاهعفنيذ)هدش هبساحم هایتشا اهلاس نیا نیب دلوتم صاخشا یایازم(
-
(به ویژه میان دو کوه) تنگراه · (خیاطی) چرت · (در سطح چیزی) بریدگی ایجاد کردن · (عامیانه) درجه · بریدگی · به ثبت رساندن · دندانه · دندانه (به ویژه روی چوب خط) · دندانه دار کردن · زینه · شکاف · شکاف ایجاد کردن · شکافدار کردن · نایل شدن · پله · کسب کردن · گردنه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن