ترجمه "nothing" به فارسی
هیچ, هیچچیز, صفر بهترین ترجمه های "nothing" به فارسی هستند.
nothing
noun
adverb
pronoun
دستور زبان
Not any thing; no thing. [..]
-
هیچ
pronoun adverbnot any thing [..]
This box is empty. It has nothing in it.
این جعبه خالی است. هیچ چیز درون آن نیست.
-
هیچچیز
pronounnot any thing
In our preaching there was nothing merely nervous.
در سخنان ما، هیچچیز احساس برانگیزی وجود نداشت.
-
صفر
nounI know very little about driving next to nothing.
اطلاع من از رانندگی خیلی کمه، تقریباً صفر.
-
ترجمه های کمتر
- نیستی
- ابدا
- هیچی
- هیچکس
- باطل
- ناچیز
- عدم
- sefr
- زیپ
- نهستی
- آدم بی ارزش
- آدم بی اهمیت
- اصلا نه
- بهیچ وجه
- بی اهمیت
- هر چیزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nothing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nothing" با ترجمه به فارسی
-
استدلال چیزی برای پنهان کردن وجود ندارد
-
کاچی بعض هیچی · کاچی به زه هیچی
-
(عامیانه) حرف های عاشقانه · راز و نیاز
-
دست کم
-
(آدم تنبل و بی همت) بی کاره · بی عرضه · عاطل و باطل · ولگرد
-
(آدم) نادان · (نادر) لاادری · بی اطلاع · جاهل · در جهل مرکب · عضو حزب مخفی که در حدود سال 0581 در امریکافعالیت داشت · نمی دانم کیش
-
هیچ چیز
-
آدم بیکاره · آدم پست · آدم پلید · به درد نخور · بی ارزش · بی عرضه · بی فایده · نالایق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن