ترجمه "nuance" به فارسی
ظرافت, ریزهکاری, فحوا بهترین ترجمه های "nuance" به فارسی هستند.
nuance
verb
noun
دستور زبان
A minor distinction. [..]
-
ظرافت
subtlety or fine detail
and aware of the nuance of how we move them,
و از ظرافت حرکاتی که ما به آنها می دهیم آگاه تر مي شوند،
-
ریزهکاری
subtlety or fine detail
-
فحوا
-
ترجمه های کمتر
- زیرکی
- تفاوت ظریف
- ریزه کاری
- سایه رنگ
- سایه روشنک
- سایه چم
- سایه ی کم رنگ
- معنی یا آهنگ فرعی و ظریف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nuance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن