ترجمه "nub" به فارسی

قلمبه, کلوخه, برآمدگی بهترین ترجمه های "nub" به فارسی هستند.

nub noun دستور زبان

(obsolete) The innermost section of a chrysalis in a silk cocoon. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قلمبه

    noun
  • کلوخه

  • برآمدگی

  • ترجمه های کمتر

    • ریزه
    • خرده
    • قوت
    • (عامیانه) لب کلام
    • تکه ی کوچک
    • جان کلام
    • قلمبه شدگی
    • مطلب عمده
    • منظور داستان
    • نکته مهم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nub " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "nub" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه