ترجمه "nucleus" به فارسی

هسته, هسته یاخته, درونه بهترین ترجمه های "nucleus" به فارسی هستند.

nucleus noun دستور زبان

The core, central part (of something), round which others are assembled. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هسته

    noun

    physics: massive, positively charged core of an atom [..]

    But it's really a tiny fraction of the size of an atomic nucleus.

    ولي اين يك بخش خيلي كوچك، اندازه هسته يك اتم هست.

  • هسته یاخته

    A membrane-bounded organelle of eukaryotic cells in which chromosomes are housed and replicated. In most cells, the nucleus contains all of the cell's chromosomes except the organellar chromosomes, and is the site of RNA synthesis and processing. In

  • درونه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مغز
    • (زیست شناسی) هسته ی یاخته
    • (شیمی - فیزیک) هسته ی اتم
    • (شیمی) حلقه (ring می گویند)
    • (نجوم - بخش درخشان و مرکزی سر ستاره ی دنباله دار) شهاب سنگ سر
    • (کالبد شناسی - دسته ای عصب در مغز یا نخاغ شوکی) پی کلاف
    • (گیاه شناسی) هسته ی دانه (به ویژه دانه های نشاسته ای مانند گندم و جو)
    • مرکز اصلی
    • هسته (ساختار سلول)
    • هسته سلول
    • هسته مرکزی
    • پی دسته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nucleus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "nucleus" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nucleus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه