ترجمه "nugget" به فارسی
تکه, خفچه, (به ویژه در مورد طلا) قلنبه بهترین ترجمه های "nugget" به فارسی هستند.
nugget
noun
دستور زبان
(countable) A small, compact chunk or clump. [..]
-
تکه
nounwe can give them a nugget in a window.
می توانیم درخلال این زمان، به او یک تکه جایزه بدهیم.
-
خفچه
-
(به ویژه در مورد طلا) قلنبه
-
ترجمه های کمتر
- تکه فلز
- هرچیز پر ارزش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nugget " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "nugget"
عباراتی شبیه به "nugget" با ترجمه به فارسی
-
ناگت مرغ
-
دنور ناگتس
-
ناگت مرغ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن