ترجمه "nuisance" به فارسی
دردسر, مزاحمت, اذیت بهترین ترجمه های "nuisance" به فارسی هستند.
nuisance
noun
دستور زبان
A minor annoyance or inconvenience. [..]
-
دردسر
nounAround here this can be a big nuisance.
اين اطراف يه قلم ميتونه يه دردسر بزرگ باشه.
-
مزاحمت
I just rid the town of an unwanted nuisance.
تازه از دست کلي مزاحمت نا خواسته خلاص شدم
-
اذیت
nounI can't do much, but I can make a nuisance of myself.
خیلی نمی تونم اثرگذار باشم، اما حداقل می تونم به اندازه خودم آزار و اذیت کنم.
-
ترجمه های کمتر
- گرفتاری
- ازار
- بلا
- (حقوق) آزار
- ایجاد مزاحمت (مثلا سد معبر)
- مایه رنجش
- مایه ی گرفتاری
- مردم آزاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nuisance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nuisance" با ترجمه به فارسی
-
مالیات رنجه آور (مانند عوارض راه)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن