ترجمه "nurturing" به فارسی

پرورش دادن ترجمه "nurturing" به فارسی است.

nurturing verb

Present participle of nurture. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرورش دادن

    Verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nurturing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "nurturing" با ترجمه به فارسی

  • آموزش دادن · بارآوردن · بزرگ کردن (بچه و جانور) · تربیت · تربیت (nurturance هم می گویند) · تربیت کردن · تغذیه · تغذیه کردن · خوراک · خوراک دادن · عوامل محیطی (در برابر: عوامل مربوط به وراثت و نهاد nature) · غذا · غذا دادن · فرهیخت · فرهیختن · قوت · پرود · پروردن · پرورش · پرورش دادن · پرگیری
  • سرشت و پرورش
  • پرورش دادن
اضافه کردن

ترجمه های "nurturing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه